برنامه جامع برندینگ کارابرند

برندینگ معادل ارزش آفرینی

با برنامه جامع برندینگ، خلق ارزش کنید!

به زبان ساده، برندینگ یعنی فرآیند ایجاد حس و حال و خاطره خوش و متفاوت (تجربه WOW) نسبت به بقیه رقبا از کالا یا خدمات ما در ذهن مخاطب، که باعث شود مشتری، ما را به نیکی برای خود یا دیگران یاد کند و باعث ادامه تعامل داد و ستدی شود. (تعریف ارائه شده از کارابرند)

برندینگ خلق یک حماسه است! در انگلیسی کلمه EPIC به معنای حماسه است و برای ماندگاری در ذهن، اول چهار مفهوم اصلی و بنیادین برندسازی که تشکیل این واژه را می دهند را می توانیم بعنوان اصلی ترین کار مدیریت برندینگ در نظر بگیریم. خلق تجربه یا Experience ، ایجاد جایگاه در بازار و ذهن مخاطب یا Positioning ، خلق هویت برند یا Identity و در نهایت ارتباط موثر با مشتری یا Communication چهار مفهوم اصلی برای فرآیند برندینگ هستند که هر کدام روشی برای اجرا دارند.

ساخت برند = ساخت ارزش

در تعریف فوق از فرآیند برندینگ، هر جز آن قابل بسط بوده و برای رسیدن به این تعریف در کسب و کار خود باید گام های متناسب با حرفه و محصول خود را برداریم تا برند شویم. برای درک بهتر اجزای این تعریف از برندینگ و برندآفرینی را در زیر شرح می دهیم:

فرآیند یا پروسه نشانگر یکسری اقدامات هدفمند و در طول زمان مشخص است که قابلیت بازگشت و اصلاح و تکرار دارد.

ایجاد به معنی ساختن است و هر ساختنی نیاز به پلان و استراتژی و هویت سازی و پی ریزی برای هویت مفهومی دارد.

وقتی برای برند شدن صحبت از فرآیند و ساخت می شود، حتما “مدیریت” با اجزای اصلی آن یعنی برنامه ریزی و هماهنگی، هدایت و کنترل کردن را در خود نهفته دارد. و مدیریت، زمانی معنا میابد که برای ساخت؛ از تیم بهره ببریم. بنابراین فرآیندِ ساخت برند حتما کاری تیمی است.

برندینگ و شرکت های ایرانی

زمانی که در جریان برندینگ از حس و حال صحبت می شود، منظور موارد مشهود و قابل دریافت با حواس هست، که شامل هویت حسی برند، هویت کلامی برند و هویت بصری برند می شود.

زمانی که در پروسه برندینگ و برندآفرینی از خاطره خوش صحبت به میان می آید، با بخش نامشهود طرف هستیم که اثرات بخش های مشهود به اضافه رفتار متقابل ما با مشتری در محیط کسب و کار و در جامعه شکل می گیرد. در اینجاست که اهمیت روانشناسی و جامعه شناسی و مفاهیمی چون آرکیتایپ یا کهن الگوها معنی و مفهوم پیدا می کند.

اعلام متفاوت بودن از بقیه رقبا که یکی از المان های جایگاه سازی در برندینگ است، مشخصا بر روی ارزش های پیشنهادی و مزایای رقابتی ما نسبت به رقباست و وقتی از رقیب صحبت به میان می آید نشانگر کسب و کار با اقتصاد آزاد است و مفهوم برندسازی در فضای انحصار معنا نخواهد داشت.

کالا یا خدمات که در بازاریابی از آن با عنوان محصول یاد می شود، حتما شامل اجزای آن، یعنی عاملی برای رفع نیاز مشتری و پاسخ به خواسته های او، با قیمت مورد پذیرش و متناسب با محصول، در مکان مناسب و تسهیل شده برای مشتری، و با تبلیغات و ترویج و شناساندن مناسب آن به مخاطب است که با کارکنانی مناسب و با فرآیندی تسهیل شده با شواهد فیزیکی مناسب مثل استانداردهای لازمه و با کیفیت و بهره وری مناسب است. در عین حال اعتبار داشتن، ارزشمند بودن و در دسترس بودن و مد روز بودن محصول هم برای مخاطب حائز اهمیت خواهد بود.

تغییر در کسب و کار

وقتی در تعریف برندینگ، حرف از ذهن مخاطب و مشتری می شود، نیاز به مخاطب شناسی ست و این به آن معناست که نمی توان همه را راضی کرد و حس و حال خوب را برای همه فرآهم کرد. بنابراین اینجاست که اهمیت شناسایی رفتار مشتری یا رفتار مصرف کننده، تقسیم بندی بازار و تارگت کردن یا هدف گذاری مخاطب معنا و مفهوم می یابد.

برای برند شدن وقتی از یادکردن و یادآوری و معرفی به دیگران بحث به میان می آید، یعنی ما فرآیندی برای خوشحالی و رضایت مشتری فرآهم کردیم و با ذوق زدگی، کاری کردیم که در فرآیند بازاریابی ما سهیم شده و شروع به تبلیغات دهان به دهان کند که اثربخش ترین شیوه ی بازاریابی ست.

و در نهایت وقتی از ادامه تعامل داد و ستد سخن به میان می آید، به معنی آن است که علاوه بر وفادار شدن مشتری به برند برای خریدهای بعدی و تلاش برای حفظ آن که هزینه ی کمتری نسبت به کسب مشتری جدید برای کسب و کار ما دارد، در یک چرخه اقتصادی سالم قرار گرفته و در مقابل خدماتی که می دهیم، ستاده ای مناسب برای ادامه حیات کسب و کار داشته باشیم و این مهندسی فروش را می طلبد که همه اجزای گفته شده در این تعریف، برای برندینگ، نشانگر آن است که تک تک بخش های سازمان نیاز است که همسو با هدف کسب و کار اقدام نمایند تا فرآیند برندینگ شکل گیرد و مانند زنجیر بهم وصل بوده و نمی‌توان برندینگ را به واحدی جدا سپرد و توقع اتفاقاتی عجیب داشت!

رشد رکود افول

بنابراین طبق توضیحات فوق، برندینگ شامل: حرکتی تیمی در فضای رقابتی سالم و در بازاری ست که نیاز مشتری را مرتفع می کند، که برای ارائه محصول (کالا یا خدمات) بایستی علاوه بر استراتژی و پلان موثر و داشتن مزیت رقابتی، با اتکا به مدیریت درست و هارمونی اعضای تیم و با هماهنگ کردن آمیخته بازاریابی، اقدام به ساخت هویت مفهومی با تمامی ابعاد آن (شخصیت برند، آرکیتایپ برند، موقعیت برند، تعهد برند، هویت کلامی، هویت حسی، هویت بصری و هویت رفتاری) کرد و در نهایت باعث شد تا تصویری منطبق با خواست ما، در ذهن مخاطب نیز شکل گیرد که سبب وفاداری و تعامل مشتری با کسب و کار ما و ادامه حیات شرکت شود.

ما در کارابرند با نگاهی جامع به محیط کسب و کار، پس از بررسی و تحلیل دقیق، برنامه ای جامع در زمینه جایگاه یابی برند ارائه می دهیم که شامل چهار بخش اصلی یعنی برندینگ، بازاریابی، تبلیغات و فروش است که بهم مرتبط هستند و بر اساس استراتژی برند و معماری برند و هویت برند، برنامه بازاریابی و استراتژی های بازاریابی شکل گرفته و بر اساس آن، کمپین تبلیغاتی یا کمپین های مختلف در بازه های زمانی گوناگون بر اساس بودجه و نیاز کسب و کار تدوین و اجرایی می شود، و با برنامه مهندسی فروش، ارتباط بین محصول و مخاطب آن شکل گرفته و اگر این زنجیره به درستی کار کند، برند بعنوان یک ارزش شکل می گیرد.

برنامه جامع زنجیره جایگاه یابی برند توسط کارابرند

برای شروع یک تعامل سازنده و دریافت خدمات کارابرند در زمینه برنامه جامع زنجیره جایگاه یابی برند (برنامه برندینگ، برنامه بازاریابی و مهندسی فروش، برنامه کمپین تبلیغاتی) از طریق بخش تماس با ما اقدام نمایید.

error: Content is protected !!