انصاف یا عدالت در مدیریت

انصاف از ریشه ی نصف به معنی تقسیم برابر منابع است، اما عدالت از ریشه ی عدل، به دنبال تخصیص منابع به شیوه کارا و اثربخش و اصولی و با حداکثر رفع نیاز برای طرفین است. در این راستا، مدیر منصف به دنبال نصف کردن همه چیز بین کارمندان خود است، در حالی که مدیر عادل، به دنبال پیداکردن راهی برای بهترین تخصیص منابع بین اعضا به واسطه تناسب کارایی و عملکرد با برخورداری از منابع است. حال این منابع می تواند مالی، مثل حقوق و دستمزد باشد، یا بر اساس پاداش های مادی و غیر مادی، میزان توجه به پرسنل و یا امکانات و آموزش باشد.

برقراری عدالت نیاز به یک درایت دارد. متاسفانه در بسیاری از کسب و کارها، تناسب درستی بین زحمت کشیده شده با وسیله و روش رفع نیازهای مالی و عاطفی صورت نمی گیرد. بطور مثال، مرسوم شده که مدیران باید حقوق بیشتری بگیرند، حال آنکه مدیران هماهنگ کننده و کنترل کننده کارها هستند، اما کارمند یا کارگر است که کار را انجام می دهد. بسته به میزان سختی و نوع کار، عدالت بر این است که اگر آن کارگر، زمان بیشتر، توان بدنی بیشتر، توان فکری بیشتر برای حل مشکلات گذاشت نسبت به مدیر یا سرپرست خود از حقوق بیشتری بهره مند شود. البته اینجا هم بحث سختی در می گیرد که تشخیص این تناسب، خود کاری هنرمندانه است و نیاز به علم و فهمی بالاتر از سطحی نگری دارد. گاهی کاری می تواند با سرعت بیشتر و فشار کمتر با کیفیتی بالاتر انجام شود، و بطور مثال فرد درگیر کار آن را تشخیص نمی دهد، و مدیری با درایت این راهکار را پیشنهاد می دهد، درست است که حجم کار کم شده، اما عدالت اینجا حق را به مدیر می دهد که راه حلی پیدا کرده که با منابعی کمتر، بهره وری بیشتری حاصل شود و با اینکه باز هم کار را آن کارگر یا کارمند انجام می دهد، به دلیل اینکه شیوه ی کار را شخص دیگری تشخیص داده، شایسته است که به حد مطلوبی از آن ارائه دهنده راهکار جدید و خلاق، تقدیر شود.

مهمترین نکته در عادل بودن، رفع نیاز طرف مقابل با رسیدن به حداکثر خواسته ی معقول و قابل وصول است. در صورتی که در عدالت، احساس عدم رضایت بین همکاران موج بزند، معمولا، انصاف و نصف کردن منابع بطور مساوی بین اعضا، کارسازتر بنظر می رسد! حال آنکه اگر فرهنگ عدالت درست تعریف و اجرایی شود، به جای رضایت حداقلی، به یک تناسب و هارمونی می رسیم که مانند موسیقی همه ارکان سازمان بدرستی می نوازند و همه چیز در جای خود به زیبایی پیش می رود. البته باز هم این نکته را نباید فراموش کرد که هر چقدر هم عادل باشیم، به خاطر فرهنگ چشم و هم چشمی، به ویژه در مورد مسائل و پاداش های گروهی مالی، انصاف کمترین تنش را ایجاد می کند اما اگر فرهنگ سازمانی درستی برقرار شده باشد و افراد شایسته و کارا، مورد تشویق قرار گیرند، گاهی همین تعارضات و حتی چشم و هم چشمی به مدیر کمک می کند تا از عنصر تعارض در حد متعادلش در راستای ارتقای بهره وری بیشترین استفاده را بکند و با این تعریف باز هم درایت مدیر و شناخت مرزها و آماده سازی فرهنگ سازمان پیش از عمل به عدالت را بیش از پیش می طلبد.

آمیخته بازاریابی

بهره وری در هنر مدیریت

بهره وری، در مدیریت، به مفهوم درست انجام دادن کارِ درست است. در ادبیات مدیریتی، کارایی و اثربخشی دو شاخصی هستند که […]

error: Content is protected !!